اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
41
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
هايت دراز شود و ترا در زمينى كه يهوه خدايت به تو مىبخشد نيكويى باشد . قتل مكن ، و زنا مكن ، و بر همسايه خود شهادت دروغ مده . بر زن همسايه ات طمع مورز و به خانه همسايه ات ( و بمزرعه او ) و بغلامش و كنيزش و گاوش و الاغش و بهر چه از آن همسايه تو باشد طمع مكن [ 1 ] . موسى بكوه طور ( سينا ) رفت و چهل روز ماند و تورات را نوشت . بنى اسرائيل آمدنش را دير شمردند و به هارون گفتند موسى رفت و گمان نداريم بازگردد . سپس زيورهاى زنان خود را فراهم كردند و از آن گوساله اى ميان خالى ساختند كه باد در ميان آن مىرفت و صداى گوساله مىداد ، خدا به موسى گفت بنى اسرائيل گوساله اى ساختند و او را بجاى من پرستش نمودند بگذار تا نابودشان سازم . موسى براى آنها دعا كرد و گفت پروردگارا حرمت ابراهيم و اسحاق و يعقوب را درباره آنها نگهدار تا نكند اهل مصر آنان را سرزنش نمايند . آنگاه موسى پس از چهل روز از كوه فرود آمد و چون گوساله و بنى اسرائيل را در پيرامون آن ديد سخت بخشم آمد و الواح ( تخته ها ) را انداخت و شكست و سر برادرش هارون را گرفت و بگوساله كه صدا مىكرد نگريست پس آن را شكست و ساييد و مانند خاك نرم كرد آنگاه در آبش ريخت و بفرزندان لاوى گفت شمشيرهاى خود را برهنه كنيد و از كسانى كه گوساله پرستيدهاند هر كه را توانستيد بكشيد . بنى لاوى شمشيرهاى خود را برهنه ساختند و در يك ساعت خلق بسيارى را كشتند ، و خدا به آنها گفت هر كه را جز من خدائى بگيرد نابود سازيد . خدا به موسى فرمود تا بنى اسرائيل را سرشمارى كند و بر هر سبطى مرد نيك بزرگوارى بگمارد . شماره بنى اسرائيل يعنى كسانى كه براى جنگ بيرون مىرفتند ، از بيست سال به بالا تا شصت سال ، ششصد و سه هزار و پانصد و پنجاه مرد بود و سرشمارى آنها دو سال پس از خروجشان از مصر واقع شد . رئيس
--> [ 1 ] سفر تثنيه ب 5 ى 6 - 22 .